سیاه نمایی یا پست مدرنیسم؛ مساله این است
"هو البصیر"
خطاب به میم.طهرانی؛ یکی از کامنت های وبلاگ نگارنده روی نقد "زندگی خصوصی"
[در ستایش اخلاق]
با عرض ادب و احترام خدمت شما آقای طهرانی(و چه بسا خانم طهرانی!) و عرض تبریک "روز مقدس معلم" به همه اساتید گرامی و ارزشمند.
خیلی خوشحالم که به وبلاگم سر زدید و آزادانه اعتقاد خود را بیان داشتید.
البته با کمال احترام باید عرض کنم اعتقادی که بر مبنای حقیقت نباشد و با جهل پیوند خورده باشد، اعتباری نخواهد داشت و به تعصب منجر خواهد شد که درست نقطه مقابل "ایمان" است. تعصب موجب کوردلی و بدبینی می شود و ایمان باعث روشندلی و بصیرت خواهد شد.
کما اینکه در جامعه ی خودمان هم مسلمان متعصب زیاد است حال آنکه واضحا بی ایمان هستند. خب این نوع اعتقاد یا به قول عده ای سلیقه چه ارزش و اعتباری دارد!؟تازه شخص معتقد افتخار کند که روی حرف خودش ایستاده و از موضع خود کوتاه نمی آید!!!
این که عین بدسلیقگی و در شکل افراطی اش همانا عقیم ماندن فکر و عقیده است همان بیماری که منتقد ثابت برنامه هفت هم بدان مبتلاست و گویا درمانی ندارد به همان دلیلی که ذکر شد.
در این شرایط دفاع کردن از چنین عقیده و فکر مسموم و رشد نیافته ای عین جهل و بی خردی ست.
بر این اساس عقیده شما را آلوده به جهل دانستم .
از طرفی شما دو فیلمساز مهم و ارزشمند سینمای ایران را نابخردانه توصیف کرده اید:
اولا چه کسی گفته که عبدالرضا کاهانی پست مدرنیست است که شما به آثار او وصله چسبانده اید!!؟کاهانی، فیلمسازی ست اجتماعی که عمیقا و آینه وار دردهای جامعه ی ایران را به تصویر می کشد منتهی به سبک و سیاق خودش که به نوعی تحت تاثیر نمایشنامه های ساموئل بکت و هارولد پینتر است و ابدا ادای پست مدرن را در نمی آورد. شاید تنها فیلمساز سینمای ایران را که بتوان با فراغ بال و خاطرجمع پست مدرنیست خواند، بهرام توکلی باشد که بویژه در دو فیلم عمیق و ستودنی اش"پرسه در مه" و "اینجا بدون من"این گرایش به نحو احسن دیده می شود.
خیلی خوشحالم که به وبلاگم سر زدید و آزادانه اعتقاد خود را بیان داشتید.
البته با کمال احترام باید عرض کنم اعتقادی که بر مبنای حقیقت نباشد و با جهل پیوند خورده باشد، اعتباری نخواهد داشت و به تعصب منجر خواهد شد که درست نقطه مقابل "ایمان" است. تعصب موجب کوردلی و بدبینی می شود و ایمان باعث روشندلی و بصیرت خواهد شد.
کما اینکه در جامعه ی خودمان هم مسلمان متعصب زیاد است حال آنکه واضحا بی ایمان هستند. خب این نوع اعتقاد یا به قول عده ای سلیقه چه ارزش و اعتباری دارد!؟تازه شخص معتقد افتخار کند که روی حرف خودش ایستاده و از موضع خود کوتاه نمی آید!!!
این که عین بدسلیقگی و در شکل افراطی اش همانا عقیم ماندن فکر و عقیده است همان بیماری که منتقد ثابت برنامه هفت هم بدان مبتلاست و گویا درمانی ندارد به همان دلیلی که ذکر شد.
در این شرایط دفاع کردن از چنین عقیده و فکر مسموم و رشد نیافته ای عین جهل و بی خردی ست.
بر این اساس عقیده شما را آلوده به جهل دانستم .
از طرفی شما دو فیلمساز مهم و ارزشمند سینمای ایران را نابخردانه توصیف کرده اید:
اولا چه کسی گفته که عبدالرضا کاهانی پست مدرنیست است که شما به آثار او وصله چسبانده اید!!؟کاهانی، فیلمسازی ست اجتماعی که عمیقا و آینه وار دردهای جامعه ی ایران را به تصویر می کشد منتهی به سبک و سیاق خودش که به نوعی تحت تاثیر نمایشنامه های ساموئل بکت و هارولد پینتر است و ابدا ادای پست مدرن را در نمی آورد. شاید تنها فیلمساز سینمای ایران را که بتوان با فراغ بال و خاطرجمع پست مدرنیست خواند، بهرام توکلی باشد که بویژه در دو فیلم عمیق و ستودنی اش"پرسه در مه" و "اینجا بدون من"این گرایش به نحو احسن دیده می شود.
پس همچون عده ای از منتقدان سینما ، واژه ای را بی خود و بی جهت به اثری انسانی نسبت ندهید و بعد بخواهید از همان زاویه آن را مورد نقد (و بعضا متاسفانه تخریب) قرار دهید. این خود بی اخلاقی و وهم زدگی نیست؟؟؟
![]()
به خدا فقط دزدی و دروغ و زنا و قتل و... بی اخلاقی نیست.حاضر شدن در یک رسانه عمومی و تهمت بستن به بزرگان و موضع غیرانسانی گرفتن به مراتب زننده تر و غیراخلاقی تر است چرا که موجب ترویج فساد و آلودگی افکار می شود و شنونده را از دستیابی به حقیقت و معنا دور می گرداند.
چه ظلمی بزرگتر از دور کردن مردم از حقیقت در عالم وجود دارد؟؟؟
گفتید اصغر فرهادی نازنین- که فکر کنم موافق باشید الان دیگر از بزرگان سینما محسوب می شود. اغراق که نکردم!!؟-در آثارش سیاه نمایی می کند
این هم از آن حرف های جوگیرانه است که عده ای درصدد بودند با این موضعگیری جاهل مابانه و مغرضانه، ارزش کار این فیلمساز برجسته را پایین بیاورند.حالا اسم نمی آورم.زهی خیال باطل.
چه ظلمی بزرگتر از دور کردن مردم از حقیقت در عالم وجود دارد؟؟؟
گفتید اصغر فرهادی نازنین- که فکر کنم موافق باشید الان دیگر از بزرگان سینما محسوب می شود. اغراق که نکردم!!؟-در آثارش سیاه نمایی می کند
این هم از آن حرف های جوگیرانه است که عده ای درصدد بودند با این موضعگیری جاهل مابانه و مغرضانه، ارزش کار این فیلمساز برجسته را پایین بیاورند.حالا اسم نمی آورم.زهی خیال باطل.
سیاه نمایی یعنی "نمایش اغراق آمیز و کاریکاتوروار از کاستی های یک جامعه". ضمن اینکه در فیلمهای سیاه نما، فیلمساز در آخر در مورد یک موقعیت دردناک در جامعه حکم قطعی می دهد و راه بازگشتی باقی
نمی گذارد.
حال آنکه یکی از ویژگی های برجسته آثار فرهادی همانا "قطعیت گریزی" است.
بعلاوه وی در انتها راه حل پیش روی مخاطب خود قرار می دهد و راه تفکر را بر او باز می گذارد.
آیا این خود بیانگر روشن ضمیری و جزئی نگریِ فیلمساز نیست؟آیا این به نگاه عمیق و دلسوز هنرمند بر نمیگردد؟ آیا این همان تعریف درست و اصولی مدرنیته و روشنفکری نیست؟
نمی گذارد.
حال آنکه یکی از ویژگی های برجسته آثار فرهادی همانا "قطعیت گریزی" است.
بعلاوه وی در انتها راه حل پیش روی مخاطب خود قرار می دهد و راه تفکر را بر او باز می گذارد.
آیا این خود بیانگر روشن ضمیری و جزئی نگریِ فیلمساز نیست؟آیا این به نگاه عمیق و دلسوز هنرمند بر نمیگردد؟ آیا این همان تعریف درست و اصولی مدرنیته و روشنفکری نیست؟
پس نامنصفانه حکم صادر نکنیم و اجازه ندهیم ذره ای تعصب و افکار توهم زا و سخنان کذب، لحظه ای ما را از حقیقت و معرفت دور گرداند.
دوست عزیز صرفا پیامبران و امامان قابل ستایش نیستند بلکه هر فیلمساز یا هنرمندی که از روی صدق دل و اصول اخلاقی شکاف ها و نقص های جامعه ی زمانه اش را به تصویر کشد و دغدغه های بزرگ انسانی-اخلاقی را در آثارش نمایان سازد، کاملا قابل تقدیس و ستایش است و قطعا باید سپاسگذار این عزیز و بزرگ بود چرا که انسانی که از بندگان خدا تشکر نکند ابدا اعتنایی هم به خالق خود نخواهد داشت.
"من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق."
91/2/11
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22:5 توسط ایثار
|