خطاب به یکی از منکران توفیق جدایی نادر از سیمین
"به نام خالق زیبایی ها"
خدمت ایمان کیایی
( نگارنده وبلاگ cinema-paradiso.blogfa.com )
{بخاطر یک مشت انصاف}
اول از همه عنوان کنم که با این نوشتاری که ازت خواندم، خیلی متاسف شدم که همنام یکدیگریم و به این تاسف قلبا ایمان دارم.
ثانیا بعنوان یک دوست می خواهم جانانه این تذکر را بهت بدهم که وقتی تصمیم می گیری راجع به مهمترین و استانداردترین فیلم سینمای ایران در یکسال اخیر ( و چه بسا ده فیلم برتر سال 2011 میلادی) بنویسی، باید آنقدر عمیق "اثر" را دیده باشی تا بتوانی به لایه های بی شمار فیلم اصغر فرهادی پی ببری و همچون نامت، قلم و دیدگاهت هم قابل اطمینان گردد و بتوان به آن ایمان آورد. اما شما دوست عزیز از تحلیل سطحی ترین لایه فیلم هم عاجز ماندی ! چطور به خودت اجازه می دهی اینگونه بی ملاحظه و کورکورانه نسبت به این اثر مهم حکم صادر کنی و توفیق های بین المللی روز افزون آنرا زیر سوال ببری!؟
فکر نمی کنی که با این نظر و دیدگاه ، به نام زیبایت خدشه وارد می شود و عملا کسی برای قلمت تره خورد نمی کند! چرا که تحلیلت کاملا بچگانه، مغرضانه و تنگ نظرانه است.
مگر سیمینی که قصد مهاجرت به خارج و به قول شما "آنجا" را دارد، پاک ترین و معصوم ترین شخصیت قصه است. طوری تحلیل کرده اید که انگار سیمین یکطرف ماجراست و بقیه در طرف مقابل او. اینکه یعنی نبرد خیر و شر! چقدر عجیب شخصیت های فیلم فرهادی را مرزبندی کردید! این در حالی است که اصغر فرهادی نازنین از معدود کارگردانانی است که در آثارش خوب و بد درهم آمیخته اند و مرتب جای خود را با یکدیگر عوض می کنند، بعبارتی دیگر این فیلمساز با آن سبک مدرن و ستودنی اش، نبرد خیر با خیر راه می اندازد.


آیا در فیلم جدایی نادر از سیمین فقط مبحث "دروغ"، تخطی از اخلاق محسوب میشود؟ اینکه سیمین در شروع ماجرای فیلم ، پدر آلزایمری و محتاج به مراقبت نادر را نادیده می گیرد و شوهرش را ترغیب به ترک او می کند ، عملی اخلاقی است؟ اینکه مرتبا بر سر شوهرش- نسبت به سندی که برای آزادی او گرو گذاشته- منت می گذارد ، عملی اخلاقی مرتکب شده؟
اینکه پس از باخبر شدن از حقیقتی که پرستار-راضیه- در کلاس زبان با او در میان می گذارد ، آن حقیقت را از شوهرش پنهان می کند و وی را تحت فشار می گذارد که پول زور بدهد منفعت طلبی نیست؟
دوست عزیز شما می گویید سیمین نسبت به دخترش ایثار می کند از کجا معلوم؟ اگر سیمین به فکر ترمه بود ، بی پروا با وی برخورد نمی کرد. از کجا معلوم که ترمه ، بهانه خارج رفتن مادر نباشد؟ این میل و خواهش بیش از آنکه فداکارانه باشد، کاملا خودخواهانه است.
دوست منتقدم آنچنان روی تم مهاجرتِ فیلم مانور دادی که گویا سیمین نماینده تام و تمام اخلاق است که می خواهد از جمع بی اخلاق (از منظر شما جامعه ایران) بگریزد. شما غافلید که خود سیمینِ متقاضی مهاجرت به خارج (آنجا) دچار ناهنجاری اخلاقی شده است. پس وی می خواهد از خود بگریزد و مهاجرت درونی داشته باشد. به همین دلیل است که مخاطب وقتی سیمین را در خانه ی مادرش در حال سالاد درست کردن- پس از ترک منزل شوهرش- می بیند جا می خورد چون مخاطب هم همچون شما منتظر مهاجرت بیرونی است و این خود از معناهای پوشیده و زیرین فیلمنامه ی قدرتمند فرهادی ست. کما اینکه سیمین در سکانس آشپزخانه در مقابل نادر از این نیت درونی اش پرده برمی دارد و خطاب به همسرش می گوید : "گور بابای خارج!"
پس بی خود و بی جهت روی فیلمنامه لایق اسکارِ اصغر فرهادی عیب نگذارید. نمی دانم چرا عده ای همچون شما تلاش می کنند نافهمی و جهل شان نسبت به اخلاق و انسانیت را ، با عیب گذاشتن روی صاحبان هنر- که دلسوزترین قشر جامعه اند- و وصله چسباندن به اثرشان مسستر کنند غافل از آنکه رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.
می ماند یک نکته و آنهم برداشت خارجی ها از مضمون و معنای فیلم" جدایی نادر از سیمین";
وقتی برد پیت پس از دیدن این فیلم به همسرش آنجلینا جولی ابراز می دارد که بیا مراقب باشیم اگر خواستیم از هم جدا شویم مثل نادر و سیمین رفتار نکنیم، به چه نکته ای می رسیم؟
به خدا اینقدر که ما ایرانی ها بدبین و بد دل هستیم و به اطرافیانمان- از نانوا سر کوچه مان گرفته تا اهالی هنر- و دیدگاه ایشان سوء ظن داریم، خارجی ها بدنظر نیستند. حالا که اصغر فرهادی به لطف خداوند منان ، در کالبد سینمای ایران جان تازه ای دمیده و در منظر مخاطبان جهانی شناخته شده است، دور از انصاف و عقل سليم است كه بجای ستایش به دنبال نکوهش و عیب تراشی باشیم و با به میان آوردن واژه "سیاسی"، منکر زیبایی و تاثیر این اثر تحسین برانگیز و قابل احترام شویم. شايان ذكر است كه اين فيلم در سياسي ترين جشنواره سينمايي يعني جشنواره كن شركت نكرد!
ما چه مردمان بدی هستیم. اینقدر دوست داریم و خدا خدا مي كنيم كه دنیا ما را بفهمند حالا که در عرصه سینما (عرصه مهم فرهنگی) ، سری تو سرها پیدا کرده ایم، یک چوب برداشته ایم و توی سر خودمان می زنیم بی آنکه دردش را احساس کنیم.
![]()
اصغر فرهادی یک شبه و تصادفا به این جایگاه نرسیده که شک کنیم، بلکه از "چهارشنبه سوری" این دورخیز بزرگ را گرفته بود چنانکه شش سال پیش اين فيلم در جشنواره بیست و چهارم فیلم فجر، نامزد 9 سیمرغ بلورین شد. بدون شك دغدغه اصلی این فیلمساز همانا "اخلاق" است که خیلی قدرتمندتر و درگیرانه تر در "درباره الی" ( به نظر من محکم تر و پیچیده تر از" جدایی نادر از سیمین") به چالش کشیده بود؛
معضلی که فارغ از هر نوع مذهب و مسلکی در هر نقطه از دنیا مورد بحث و کنکاش است.
آقای کیایی عزیز این یادداشت را کاملا مخلصانه و دلسوزانه نوشتم. ابدا قصد تخریب نقد شما را– که اخیرا روی سایت montaghed.ir هم قرار گرفته- نداشتم چرا که شخصا برای اهل نظر و اهل قلم احترام ویژه ای قائلم اما در نوشته شما متاسفانه از هیچ نقطه نظري انصاف وجود ندارد.
این را بدانید چنانچه نظر و نقدی غیرکارشناسانه و مغرضانه و صرفا جو زده چاپ و منتشر گردد ، عین بی اخلاقی محسوب میشود و از انسانیت به دور است و چه بسا بیشتر از دروغ ، موجب ترویج زشتی و خوی حیوانی شود.
آثار اصغر فرهادی، فیلمساز برجسته و اندیشمند سینمای ایران به مثابه نقاشی دختربچه معصوم و ناظر فیلم "جدایی نادر از سیمین" می ماند که عده ای ظاهرا تحصیل کرده همچون خانم معلم فیلم از آن تعبیر به خشونت، عقده و سیاه نمایی می کنند و در گرداب تعابیر خام و محدود خویش فرو می روند. عجیب اینجاست که این نگاه نابخردانه در بین برخی از فیلمسازان، منتقدان و مسئولین فرهنگی مملکت هم موج می زند!
به یاد مرحوم سهراب سپهری:
" من نمی دانم چرا همه می گویند اسب حیوانیست نجیب و در قفس هیچ کسی کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد. چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید"
به قلم ایمان آیینه دار
90/11/11